زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

سر به سر درخت میگذارد
و گردن دراز میکند
زرافه
با پیژامه ی خال خال نارنجی!

(علی کمالی)

شاید همه ی شما این کتابی که الان می خواهم معرفی اش کنم را خوانده باشید چرا که کتاب معروفی است. به هرحال از خوب یا بد روزگار، من اخیرا از فرصت سفر به تهران استفاده کرده و مطالعه ی آن را در قطار شروع کردم. دو سه روزه هم تمام شد.

نام اولین داستان نسبتا بلند رضا امیرخانی، «ارمیا» است. «ارمیا» دومین کتاب رضاست بعد از «ناصر ارمنی». موضوع کتاب هم شاید الان برای ما ـ که اینقدر کتابهای دفاع مقدس در اطرافمان ریخته الحمدلله ـ چندان بکر و تر و تازه نباشد. اما مسلما زمانی که کتاب برای اولین بار در سال 74 چاپ شد، بسیار موضوع نو، جذاب و ابتکاری ای بوده. دلیل این حرف حقیر را هم می توان در اشاره ی خود امیرخانی در ابتدای کتاب جست که از نشر سمپاد که در سال 74 «جرأت» کرده و برخلاف ناشران دیگر، کتاب را چاپ کرده، تشکر کرده است.

ارمیا یک پسربچه ی نوزده ساله ی ساکن شمال تهران است که به مدت شش ماه به جبهه می رود. در این مدت با دوستانی آشنا می شود و کم کم از فضای قبلی زندگی اش دور می شود. پس از اعلام آتش بس و پایان جنگ، ارمیا به تهران بر می گردد و این بار دیگر نمی تواند با این شرایطی که وجود دارد، زندگی راحتی داشته باشد. او شش ماه در جبهه زندگی کرده و فرهنگ آن با گوشت و استخوانش آمیخته شده و الان که شهر برگشته، نمی تواند با این فضای تا این اندازه متفاوت از فضای جبهه ها کنار بیاید و روح و جانش در عذاب است. به هرحال این کتاب را اگر نخوانده اید، بخوانید. ضرر نمی کنید. اما نه مثل من در شلوغی ناشی از صدای قطار یا شب هنگامی که خوابتان گرفته! سعی کنید بنشینید یک جای آرام، چای یا قهوه ای هم برای خودتان دم بگذارید و فارغ از دغدغه های الکی زندگی، از خواندن «ارمیا» لذت ببرید. 



«... یاد پنج شنبه ای افتاد که بهشت زهرا رفته بود. یک روز غروب بود. هوا تقریبا گرم بود. انگار کف زمین را با سنگ های قبر فرش کرده باشند. حتا از روی بو هم می شد قسمت مربوط به شهدا را پیدا کرد. انگار از قطعات شهدا نور می بارید. قطعه های شهدا با محل دفن مرده های عادی تفاوت های زیادی داشتند. ارمیا به سختی و از روی شماره ها در این شهر مرده ها، آدرس مصطفا را پیدا کرد. حالا به ردیف هجدهم رسیده بود. تا چشم کار می کرد، هر ردیف سنگ های قبر بود و تابلوهایی که عکس شهدا را رویش نصب کرده بودند. ارمیا با اهالی این شهر بیش تر دوست بود تا اهالی شهر خودش؛ تهران...» صفحه 125


تا همین چند روز پیش تصمیم داشتم فقط در کنکور ارشد وزارت بهداشت که تیرماه است شرکت کنم. اما تصمیم گرفته ام مانند سال پیش، در کنکور وزارت علوم که بهمن ماه است هم شرکت کنم. از فردا ان شاءالله شروع خواهم کرد. سه ماهی وقت دارم. به نظرتان امیدی هست؟


  • ایمان

نظرات (۱۴)

باسلام
من این کتابو دیدم و تعریفشم زیاد شنیدم ولی متأسفانه هنوز فرصت نشده بخونم ...
بنظرم واقعأ با اراده و پشتکار و جدیت و برنامه ریزی و توکل به خدا میتونید به اون چیزی که بنظرتون دست نیافتنه برسید..

موفقیت شمارا از خداوند متعال خواستارم.
یاااااعلی


پاسخ:
سلام
بخونیدش کتاب خوبیه.
ممنون از روحیه ای که دادید. التماس دعا
یاعلی
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    چرا امید نباشه؟مگر خدا مرده که امید هم مرده باشه؟ 3 ماهه!
    انشالله که قبول میشی. سخت تلاش کن و ما رو هم دعا کن سخت تلاش کنیم قبول شیم
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام حسین جان
    مساله اینه که من در زمینه ی سخت تلاش کردن سابقه ی خوبی ندارم!
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • سلام علیکم

    این کتاب جزء محشرایی که دوستشون دارم تیر ماه امسال باهاش زندگی کردم البته منظورم دو هفته آخر تیر ماهِ!

    و اینکه خیلی عالیه از الان شروع کنید!
    چندتا حسن داره!
    اول اینکه تا الان به کارهایی که علاقه داشتید وتوی مدت های قبل شاید نرسیده بودید انجام دهید رسیده اید!
    دوما نزدیک کنکور آدم حول و ولاش بیشتر هست یه خرده جدی تر میشینه سر درس و مشقش و کمتر فرار میکنه!
    از کتاب خونه استفاده کنید برای درس خوندن خیلی اثر داره توی جدیت برای ادامه مطالعه!
    و اینکه توی همین بازه سعی کنید ساعت های مطالعاتی تون رو یادداشت کنید این طوری کلی انگیزه میگیرید برای اینکه ساعات درسی تون رو افزایش بدهید!
    بعد هم به خودتون بگید الانِ فقط سه ماه بعد دیگه برگه آزادی تون صادر میشه! 
    یا علی بگید و محکم شروع کنید
    خداوند همراهتان
    موفق باشید ان شاءالله
    خداقوت
    یاعلی(صلوات برای فرج)
    از الان به لیست کنکوری هایی که یادشون میکردیم مینویسیمتون!
    پاسخ:
    سلام
    اول بسیار تشکر میکنم بابت این وقتی که گذاشتین و راهنمایی هایی که کردین. ممنون.
    کتاب خونه رو بستگی به عملکرد فردام تو خونه داره. اگه بتونم هفت ساعت خوب تو خونه بخونم، که بهتر. اما اگه نه، از پس فردا پیش به سوی کتابخونه!
    خب راستش سه ماه بعد برگه آزادی من صادر نمیشه و تازه باید بشینم بخونم برای وزارت بهداشت که امتحانش تیر ماهه. مگه اینکه این امتحانو خیلی خوب بدم و مطمئن شم اونجایی که میخوام قبولم!
    یاعلی
    شما هم موفق باشید.
    بازم ممنون
    سلام. شما تلاش کن نتیجه می‌گیری. راستی چرا از فردا؟ از همین الان شروع کن.
    موفق باشی
    پاسخ:
    سلام
    چشم ممنون:)

    چند ماهی بشین یه جای آرام، چای یا قهوه هم برای خودت دم کن. بعد با لذت درس بخوان برای کنکور. اون وسط وقتهای بیکاری هم گهگاهی رمان و شعر و داستان بگنجون.
    پاسخ:
    فرزاد جون ممنون! کاش اینجا بودی قهوه ای برات دم میکردم و بعد نظرتو در موردش میپرسیدم. حال میداد.
    دعا کن.

    سلام خوشم میاد همدردیم، منم تازه می خوام شروع کنم. حرکت از ما بقیه اش با خدا

    به روز هم هستیم دوست داشتید سری بزنید، حال و هوای محرم دارد خانه مجازی مان

    پاسخ:
    سلام
    برایتان دعا میکنم ان شاءالله.
    موفق باشید.
  • یک پسر مجرد
  • جناب زرافه جان!
    داری ایده ی من رو در زمینه ی معرفی کتاب های خونده شده می دزدی!!
    من میرم به بیان شکایت میکنم از دستت ... :)))
    پاسخ:
    جناب یک پسر مجرد جان!
    قبلا هم گفتم که این ایده رو از شما نگرفته بودم!
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • میدونم که بعد از اون باید برای امتحان بعد تون بخونید ولی اگه برای این یکی وقت بگذارید برای بعدی هم کارتون راحت تر خواهد بود!

    موفق باشید 
    یاعلی
    پاسخ:
    ان شاءالله.
    التماس دعا
    سلام.
    چه‌طوری پسر؟
    اولا، تا اون‌جایی که من می‌دونم، ارمیا اولین کتاب منتشر شده‌ی امیرخانیه، ناصر ارمنی بعد از این چاپ شده.
    ثانیا، من اگر جای تو بودم، نمی‌گفتم می‌خوام کتاب رو معرفی کنم، بل می‌گفتم که بررسی یا نقد یا نظر من راجع‌بهش. می‌دونی؟ آخه این‌کتاب خیلی قدیمیه و خیلی‌ها خوندن. شاید دیگه عنوان معرفی برای مطلبی که راجع‌بهش نوشته می‌شه خیلی جالب نباشه، اما هم‌چنان برای نظردهی و نقد و بررسی‌ش جا هست.
    موفق باشی.
    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    ممنون، تو خوبی پسر؟
    نمیدونم، من اونجوری شنیده بودم.
    ممنون از نکته ی ظریفت.
    یاعلی
    چاکرم دادا!!
    زرافه جونم  و عشقه...
    پاسخ:
    :)
    یعنی چه "من در زمینه ی سخت تلاش کردن سابقه ی خوبی ندارم! "؟!
    چه معنی دارد این حرف برای یک عاشق؟ مگر نگفتی عاشقی؟؟؟
    تو اولین پست این بلاگ را با بیان عشقت، آغاز کردی... آن وقت دم از سوء سابقه در عزم و اراده می زنی؟؟؟!!! تو عاشقی آیا واقعا؟؟؟؟ اصلاً می دانی عشق چیست؟؟ چگونه عاشقی که تلاشی نمی کنی؟؟
    اگر واقعاً عاشقی، خود را لایق معشوقت کن. چون فرهاد باش. حتی اگر مانع، کوه باشد...
    فرق عاشق با بقیه در همین اراده هاست...

    بیستون کندن فرهــــــاد، نه کاریست شگفت

    شور شیرین به سر هر که فتد، کوهکن است

    پاسخ:
    بله خب
    این هم نظر تأمل برانگیزى ست.
    تو کنکور یک رشته ای شرکت کن که به درد مملکت اسلامی بخوره دوست من
    پاسخ:
    اگه به درد مملکت اسلامی بخوره ولی فعلا جایگاهی نداشته باشه خیلی چی؟
  • خادم المهدی
  • سلام و عرض ادبــ:)ـــ

    ممنونم بابت معرفی کتابــــ

    انشالله مطالعه میکنم . . .


    التماس دعای فرج

    پاسخ:
    سلام و عرض ارادت.
    خواهش مى کنم.
    ان شاءالله.
    خدایا فرج امام زمان را تعجیل بفرما.
    :)
  • خادم المهدی
  • با اجازه لینکتون کردمــ . . .
    پاسخ:
    اجازه ما هم دست شماست.
    ممنون
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Zekr: Download Qur'an Study Software for Windows, Mac, and Linux