زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

سر به سر درخت میگذارد
و گردن دراز میکند
زرافه
با پیژامه ی خال خال نارنجی!

(علی کمالی)

- ماه رمضان در هر سال، قطعه ای از بهشت است که خدا در جهنّم سوزان دنیای مادّی ما آن را وارد می کند و به ما فرصت می دهد که خودمان را بر سر این سفره ی الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه ی سال را و بعضی همه ی عمر را. بعضی هم از کنار آن غافل عبور می کنند که مایه ی تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هرکس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره ی با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. 

- از بزرگترین اهداف روزه ی ماه رمضان یا شاید بشود به یک معنا گفت: «تمام الهدف» تقواست. لعلکم تتقون1. و این دست ماست. مردم باید هرکدام خودشان، و اگر بتوانند2 دیگران را اصلاح کنند.

در دیدار جمعی از روحانیون - 1372/11/17


- ماه رمضان را که ماه رسیدن به تقوا و ماهی است که روزه ی آن، وسیله ای است برای این که انسان به وادی تقوا قدم بگذارد، قدر بدانیم و هرچه ممکن است خودمان را به مرحله ای از دیانت که نامش تقواست، نزدیک کنیم.

- تقوا در زندگی انسان، فواید زیادی دارد. از جمله ی این فواید، یکی این است که انسان با تقوا می تواند خود را در لغزشگاه ها و دست اندازهای زندگی حفظ کند؛ ولی انسان بی تقوا نمی تواند ... معنای تقوا عبارت است از توجّه و پاییدن خود؛ مراقبت کردن از خود و تن به غفلت ندادن ... به دنبال بی تقوایی حتما سقوط است.

در خطبه های نماز جمعه ی تهران - 1372/11/29


- ... یکی همین وصیّت بود3؛ که چنین شروع می شود: اوصیکما بتقوی الله4؛ بی مقدّمه، اولین کلمه تقواست. تقوا یعنی همه چیز یک انسان؛ دنیا و آخرت یک ملّت و زاد و توشه ی حقیقی این راه طولانی که بشر مجبور است آن را بپیماید ... بحث ترسیدن از خدا نیست؛ که بعضی تقوا را به «خدا ترسی» معنا می کنند. «خشیة الله» و «خوف الله» هم ارزش دیگری است. اما این، تقواست. تقوا یعنی مواظب باشید هر عملی که از شما سر می زند، منطبق بر مصلحتی باشد که خدای متعال برای شما در نظر گرفته است. تقوا چیزی نیست که کسی بتواند یک لحظه آن را رها کند. اگر رها کردیم، جاده لغزنده ست، درّه عمیق است؛ خواهیم لغزید و سقوط خواهیم کرد، تا باز جایی دستمان به مستمسکی، سنگی، درختی و بوته ای گیر کند و بتوانیم خودمان را بالا بکشیم5 ... پس اولین وصیّت، تقواست.

- دنبال تقوا، مطلبی دیگر است: و ان لا تبغیا الدّنیا و ان بغتکما. دنبال دنیا ندوید، اگرچه دنیا دنبال شما بیاید ... نمی گوید که «ترک دنیا کنید.» می گوید: «لا تبغیا.» دنبال دنیا حرکت نکنید. دنیا را طلب نکنید. در حقیقت، با تعبیر فارسی ما، چنین معنی می دهد که «دنبال دنیا ندوید.» ... دنیا یعنی آنچه که شما برای خودتان، تمتّعات خودتان و لذّات خودتان می خواهید. این را دنیا می گویند. و الّا، آباد کردن روی زمین، اگر با هدف خیر و صلاح بشریت انجام گیرد، عین آخرت است. این، همان دنیای خوب است.

- و لا تأسفا علی شیء منها زوی عنکما؛ دیگر این که، اگر از همین دنیای به این معنا مذموم، چیزی به دست شما نرسید و از شما منع شد، تأسف نخورید. این که فلان ثروت را، فلان لذّت را، فلان مقام را و فلان امکان رفاه را ندارید، تأسف نخورید.

- و اعملا للاجر. برای پاداش یعنی پاداش الهی و حقیقی کار کنید. بیهوده کار نکن، ای انسان! این کارِ تو، این عمر تو و این نَفَس زدن تو، تنها سرمایه ی اصلی توست. این را بیخود از دست نده! اگر عمری می گذرانی، اگر عملی انجام می دهی، اگر نَفَسی می زنی و اگر قوتی را مصرف می کنی، این همه را برای پاداشی بکن. پاداش چیست؟ چند تومان پول؟ چند تومان پول، پاداش وجود انسان است؟! این، پاداش عمری است که من صرف می کنم؟! خوش آمدن فلان و بهمان، پاداش یک انسان است؟! خیر! فلیس لانفسکم ثمن الّا الجنّة علی فلا تبیعوها به غیرها. این جمله ای از امام سجّاد علیه الصّلاة و السّلام است که می فرماید: «مزد شما و بهای مناسب عمر شما، فقط بهشت است. هرچه کمتر بگیرید، سرتان کلاه رفه است. پس، برای اجر و پاداش اخروی کار کنید.»


...


1. سوره ی بقره، آیه ی 183.

2. نظرتان در مورد این قسمت چیست؟ من خودم فکر می کنم که اگر ما توانایی اصلاح خودمان را داشته باشیم، آن وقت می توانیم به اصلاح دیگران هم فکر کنیم. اما یکی مثل من که در اصلاح نفس خودش مانده است، بهتر است به فکر اصلاح دیگران نباشد و خودش را دریابد. نظرتان در مورد نظرم چیست؟ لطفا نقد بفرمایید.

3. در این سخنان، حضرت آقا وصیّت امیرالمومنین علیه السّلام به امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را شرح می دهند. 

4. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 421.

5. این جا آدم واقعا پی می برد به عمق آن حدیث که می گفت گناه نکردن، آسان تر از توبه کردن است! یعنی آدم اگر گناه کرد، همان گناهِ حاصل از بی تقوایی اش، سقوطی در پی خود دارد. سقوطی که در این جا با مثالی زیبا، عدم اطمینان از بازگشت آن، نشان داده شده است. 


بی ربط نوشت: لازم است تذکر دهم که حقیر در هیچ وبلاگی اخیرا بدون نام و یا با نام های دیگر نظر نگذاشته ام و بنای آن را هم ندارم. ترجیح می دهم یا نظر نگذارم، یا با اسم بگذارم. حالتی غیر از این دو را بی صداقتی محض می دانم. به هر دلیلی که می خواهد باشد.


نظرات (۱۰)

نظرم در مورد نظر شما در شماره 2 به شدت منفی ست و این نظر رو بسیار عوامانه و غلط می دونم.
پاسخ:
خب پس اون چیزى که از نظر شما درست هست را بگید. و بگید از نظر شما معنى اون جمله ى حضرت آقا چیست.
من با نظر شما کاملأ موافقم .

پاسخ:
التماس دعا
:)
ستاره(*) میشه خودتون رو معرفی کنید بیشتر با هم آشنا بشیم؟
تلاش برای اصلاح سایرین (سطح و وسعتش متفاوته البته و بستگی به خودمون داره) خودش انسان رو بالا می کشه و به اصلاح خودت کمک میکنه. اگه بخواهید منتظر بمانید که خودتان اصلاح شوید، دویست سیصد سال عمر هم کمه! 
برای اطلاعات بیشتر و به خصوص برای این که معنی اصلاح رو متوجه بشین(و مثلا فک نکنید اصلاح دیگران ینی تمام زندگی تو ول کنی برای تو روستاها تبلیغ دین کنی!) توصیه اکید دارم سخنرانی "مومن مبلغ" اقای پناهیان را گوش بدید. البته این سخنرانی رو اگه گوش بدین، متوجه می شید که بار مسئولیت ما دانشجوها به شدت سنگینه.
معنی جمله ی حضرت آقا هم واضحه. فرمودند: اگر بتوانند.
شما که هیچی، مادربزرگ بی سواد من هم که تو یه شهر کوچک زندگی می کنن، توانستند :)
قطعا مثال من و شما جزء اون دسته ی "اگر بتوانند" هستیم. شک نکنید و سعی نکنید از بار این مسئولیت خطیر، شونه خالی کنید. (که ان شاءالله نمی کنید)
التماس دعای فراوان
پاسخ:
منظور من البته به طور خاص، کسانی هستند که در اصلاح نفس خودشان مانده اند. در مراحل ابتدایی اش گیر کرده اند. مثلا می گویند نهی از منکر وظیفه است. این درست؛ اما شخصی را فرض بگیرید که خودش اصلا نمی تواند چشمش را کنترل کند و در خیابان که قدم می گذارد دائم نگاهش این طرف و آن طرف است. در این شرایط بنظرم وظیفه ی نهی از منکر از دوش آن شخص برداشته شده و وظیفه ی اول و اصلی، اصلاح این نقاط ضعف خودش است. مثلا نمی تواند به یک بد حجاب نگاه مورد دار بکند و بعد برود سمتش و بگوید خانم حجابت!
نظرتان تامل برانگیز بود.
ممنون
شدیدا و عمیقا دارین اشتباه می کنین.
دقیقا در یکی از قسمت های سخنرانی "مومن مبلغ" استاد همین نکته رو مفصل توضیح داده ان اتفاقا.
به توصیه ی این حقیر گوش کنید و گوش کردن به این سخنرانی استاد رو در اولویت کاری تون قرار بدید لطفا.
تو همین ماه رمضان هم اقدام کنید چون وقت آدم حسابی برکت پیدا میکنه. 

بماند که شما اصن معنی "اصلاح" رو به نظرم هنوز درست نمیدونید.
پاسخ:
معنی «اصلاح» رو بفرمایید لطفا.
ما هم که اینجا... هستیم!!!
جواب ما رو هم که هیشکی نمی ده.انگار نه انگار سوال کردیم:(
پاسخ:
عزیزم از من که سوالی نکردی که. شما هم ... نیستی. استغفرالله!
واژه "اصلاح" (چه برای خودمون چه برای سایرین) معانی عمیق و وسیعی داره.
بازم ارجاعتون میدم به استاد پناهیان (سخنرانی مومن مبلغ) چون این بحث در اینجا نمی گنجه. بحثش مفصله.
پاسخ:
بله، من با شما موافقم که اصلاح دیگران میتونه برای خود ما هم مفید باشه و باعث بالا رفتن خودمون باشه. اما معتقدم اصلاح خود، مقدم هست بر اصلاح دیگران. چرا؟ ببینید، همین عنوان سخنرانی حاج آقا رو نگاه کنید. میگه «مومن مبلغ»؛ نمیگه «انسان مبلغ». یعنی باید اول مومن بود و بعد اصلاحگر. البته منظور این نیس که مومن باشیم در حد یکی مث آیت الله بهجت بعد به فکر اصلاح بقیه بیفتیم؛ نه. اونجوری بقول شما ممکنه صدها سال طول بکشه. منظور اینه که یه حداقل هایی رو داشته باشیم. مثلا حاج آقا یه سخنرانی دیگه داره در مورد اینکه چطور یه نماز خوب بخونیم. مثلا از نظر شما کسی که تو نماز خوندنش مشکل داره و تو اون گیره، میتونه به فکر اصلاح بقیه باشه؟ بنظرم نه. اون باید اول بره نمازشو درست کنه.
یا مثلا من نوعی می بینم هنوز توی شناخت خدا، فلسفه ی وجودی عالم و یه سری چیزای دیگه مشکل دارم. اصلا هنوز توی توحید مشکل دارم. خب من باید اول برم کتابهای شهید مطهری رو - که امام رحمت الله علیه و حضرت آقا هم اینقدر اصرار دارن جوونها بخوننشون - بخونم. باید تفکرم اول شکل بگیره. پایه ش سفت بشه. بعد میتونم به فکر اصلاح بقیه باشم و با اون و کارهای دیگه، اون بنا رو بالاتر ببرم.
بنظرتون وقتی پایه مشکل داشته باشه، میشه به فکر اضافه کردن طبقات بود؟!
کسی که نگفت در بنیادهای دین، کسیو اصلاح کنید که!
شما مثلا تو بخش توحید دین مشکل دارین، تو بخش مثلا حجاب هم مشکل دارین؟! ینی اگه مثلا توحیدتون مشکل داره، نباید کسیو در زمینه ی حجاب راهنمایی کنین؟!
قرار که نیس عدل تو همون بخشی که خودتون توش می لنگین، بقیه رو اصلاح کنین که بابا! نباید این بهانه ای باشه برای کلا رها کردن اصلاح دیگران...
در نتیجه حرف شما ظاهراً درسته ولی نتیجه ای که ازش می گیرین، غلطه.
پس کلا حرفتون غلطه!!
مثلا اگه قرار باشه طبق نتیجه ای که خودتون میگیرین، عمل کنین، باید نوشتن "شهرالله"ها رو دیگه متوقف کنین!!
چون قطعا شما به همه این حرف های آقا عمل نمی کنین که؛ می کنین؟! :)
چیزی هم که در مورد عنوان سخنرانی مومن مبلغ فرمودین، با کمال پوزش باید عرض کنم مسخره بود! چرا؟ پاسخ ش رو خودِ استاد فرمودن تو سخنرانی شون! برین گوش بدین
(ببخشید که من اینقد هی تاکید می کنم برین گوش بدین، برین گوش بدین. باور کنین قصد ندارم مثلا کلاس بذارم و بگم من بلدم، تو بلد نیستی! نه؛ اصلا. این تاکیدم به خاطر اینه که نمی شه این بحر رو گنجوند در این کوزه ی وبلاگی! هرچند شاید شما بتونین یه تعداد پست از اون سخنرانی درست کنین :) ان شاءالله)
بذارین همینجا بحث رو نیمه رها کنیم و به قول معروف، پرونده شو باز بذاریم تا شما اون سخنرانی رو گوش کنین، بعد من باز در خدمتم

قبول؟ :)



پاسخ:
متشکرم :)
معنای این "متشکرم" شما به نظر میاد این باشه که : باشه باشه بابا، بسه، چقد حرف می زنی!!

حداقل بگین قبوله یا نه بلاخره! :)

پاسخ:
نفرمایید. استغفرالله!
نه خب. اینطور نمی گم. چون بعیده بخوام فعلا گوش بدم بهش. شخصا برای خودم اولویت های دیگری قائلم در این مقطع حساس کنونی! :)
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • منم با جناب / بانوی " *" موافقم ...
    کتاب واجب فراموش شده آقا هم میتونه مفید باشه ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Zekr: Download Qur'an Study Software for Windows, Mac, and Linux