زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

سر به سر درخت میگذارد
و گردن دراز میکند
زرافه
با پیژامه ی خال خال نارنجی!

(علی کمالی)

پشت میز در کتابفروشی پدر نشسته‌ام. دور تا دور مانیتور کتابهایی چیده‌ شده‌اند که باید فاکتور شوند و مرتبشان کنم. گاهی اوقات مشتری‌ای را باید راه بیندازم. گاهی هم صدای بوق لعنتی موتور سوارها روی مخ است.
همچراغمان گاهی اوقات رد می‌شود و سلامی می‌کند.
می‌خواستم بنشینم مثل گذشته‌ها دل بدهم به قلم و مطلبی بنویسم که خودم از خواندنش ذوق کنم. اما نمی‌رسم. کارهای کتابفروشی تلنبار شده. هرچقدر کار می‌کنم باز هم عقبم.

وضعیت خوبی نیست. شاید من کمال گرا هستم. شاید هم امروز حالم خوب نیست و بهتر است زبان در دهان گیرم و چیزی نگویم.
  • ایمان

نظرات (۳)

سلام 
خوشحالم که دوباره (هنوز) مینویسی. 
حس خوبی داشت زمانی که وبلاگ مینوشتیم. 
پاسخ:
آره واقعا. حس خوبی داشت.
من هم مثل آقای احمد.. :)
  • محمدرضا توکلی
  • سلام. چقد خوبی تو :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Zekr: Download Qur'an Study Software for Windows, Mac, and Linux