زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

گاه‌نوشت‌های ایمان تجملیان

زرافه نامه

سر به سر درخت میگذارد
و گردن دراز میکند
زرافه
با پیژامه ی خال خال نارنجی!

(علی کمالی)

امروز «عیدِ اول» پدربزرگ بود. اولین عیدی که یک نفر دیگر در این دنیا نباشد را در شهر ما می گویند عیدِ اول. رسم هم هست که از اول صبح دانه دانه فامیل و در و همسایه می آیند به دیدنی بازمانده گان در خانه ی مرحوم. اگر هم که مرحوم کسی باشد مثل پدربزرگ حقیر که دیگر جای خود دارد و تمام نوه ها باید از اول صبح خبردار آماده باشیم.

دوست داشتم روز دفن پدربزرگ بنویسم و از لحظه ای بگویم که پدربزرگ را گذاشتند سه متر زیر زمین و کفن را باز کردند و سنگ لحد را گذاشتند و خاک را ریختند. که من و مسعود نشسته بودیم روی خاک ها (نشسته بودم؟ یا آن جا هم حواسم بود شلوارم خاکی نشود؟ یادم نیست.) و داشتیم همین طور نگاه می کردیم به پدربزرگ که زیر تلی از خاک پنهان می شود. نگاه می کردیم و اشک می ریختیم.

دوست داشتم از روضه خوانی سالانه ی پدربزرگ بنویسم که امسال روز اولش هم زمان شد با هفتمشان. از این بنویسم که اعلامیه ها را دانه دانه بردم دم در مساجد مختلف زدم و گاهی آن وسط یکی می گفت حاج رضا فوت شد؟ ای بابا، خدا رحمتش کند، مرد خوبی بود. دوست داشتم حتا بیایم و عکس اعلامیه را بزنم این جا. چندتا عکس هم از روضه خوانی گرفته بودم که دوست داشتم آن ها را هم بگذارم. کمی از آن حال و هوا بنویسم. به هرحال خاطره می شود دیگر.

چهلم پدربزرگ هم گذشت و ننوشتم. الان که حساب کردم دیدم تا قبل از این که عصر امروز برویم سر خاک پدربزرگ - که حالا یک سنگ سیاه هم فاصله ی ما را بیشتر کرده - دو هفته ای می شد نیامده بودم سر خاک. دو هفته! واقعن از خودم بدم می آید بعضی وقت ها. دو هفته برای نوه ی یک پدربزرگ خیلی زشت است که نرود سر خاکش تا فاتحه ای بخواند و احیانن کمی دلش بگیرد. فکر که کردم دیدم خیلی بد شده بودم در این دو هفته. خیلی. وقتی من خودم نمی توانم خودم را تحمل کنم، چطور یک نفر دیگر من را تحمل کند؟ مگر نمی گویند مرده ها آگاهند؟ خب وقتی یک مرده نخواهد من بروم پیشش و اندک آبرویی هم داشته باشد، دعایش می گیرد دیگر. نمی گیرد؟ بعد همین می شود که مقدرات دست به دست هم می دهند که حادثه ای مشمئز کننده رقم بخورد و من دو هفته نروم سر خاک پدربزرگ. نه مثل عمو سعیدِ با معرفت که در این نزدیک به دو ماه هرروز رفته به گمانم. همین امروز هم که رفتم کمی ریز شدم و دیدم چند روزی است از آن دو هفته ی قبل کمی بهترم. اندکی. و باز توانستم بروم پیش پدربزرگ و حمد و سوره ای بخوانم و شش انا انزلنا و یک آیت الکرسی. تمام کارهای دنیا حساب کتاب دارد. حتا رفتن به سر قبر یکی.

دلم گرفته. بخشی از روزگارم به غفلت می گذرد و بقیه اش هم به مسکّن. دوست داشتم پدربزرگ بود و خندان و سرحال. با جدّیت منتظر ازدواجم بود و نصیحتم می کرد درس بخوانم. با جدّیت. اما نیست. خدایش بیامرزد که زود رفت و ندید و نیست خیلی چیزهایی که می خواستم ببیند و خیلی جاهایی که می خواستم باشد.

دلم گرفته. در خزعبلات گفته بودم باید روزی هفت هشت ساعت بخوانم. از آن موقع تا الان متوسط مطالعه ام در روز به گمانم بیست دقیقه ای می شود. هه! چقدر از حرف تا عمل فاصله است. سرگردانم. وقت ها به بطالت می گذرند و عمرم به تباهی. آیت الله قرهی می گفت هر شب بعد از این که مسواک زدید، دو دقیقه با آقاجان صحبت کنید. درد و دل کنید. از آقا بخواهید کمک تان کند.

آقاجان؟ می شنوید چه می گویم؟ اگر بگویم غلط کردم راضی می شوید؟ بگویم شکر خوردم چه؟ درست است که من پشیزی نمی ارزم. درست است که من لیاقت ندارم. این ها را می دانم. اما شما که لیاقت بخشیدن دارید. شما که لیاقت دستگیری دارید. شما که خوبید. شما که آقایید. ندارید؟ نیستید؟

به جان مادرتان قسم بخورم چه؟


نظرات (۱۷)

  • حنان ساجدی
  • امان از اینکه آدم با خودش درگیر بشه
    منم وقتی حرف آیت الله قرهی رو خوندم یه جوری شدم اصن اون شب که خوندم گریه کردم, یه حسی بود...
    اما امشب یه چیزی خوندم اصن داغون تر شدم, هی گریه کردم
    گذاشتمش تو بلاگ اگه دوست داشتین بیاین بخونین
    پاسخ:
    اصلن سر تا پاى این مرد را که نگاه کنیم گریه دارد. 
    دیدم مطلبتان را. وصف حالم بود و غم ناک.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • درس بخونید وقت استراحت تون بنویسید!همه ی اون چیزایی که میخواهید رو ی جایی بنویسید بعدا خرد خرد وارد وب تون بکنید!
    این طوری حس خوبی آدم پیدا میکنه
    صرف نوشتن تخلیه ذهن ...
    این طوری به ذهنتون تشویقی بدهید
    مثلا اینگه اگه یه ساعت حواسش رو جمع کرد فلان کار رو اجازه دارید انجام بدهید

    خداعاقبت بخیرمون کنه
    حمد + سوره شادی ارواح طیبه شهدا و گذشتگان بویژه پدربزرگ گرامی

    پاسخ:
    ممنون از لطف و پیشنهادتان.
    خدا رفته گان شما را هم بیامرزد.
  • حیران دوست
  • اولاً:عیدتون مبارک.
    ثانیاً:خدا نور به قبر آن بزرگوار ببارد.
    ثالثاً:مواظب خودت باش رفیق...خیلی...
    پاسخ:
    اولا ممنون.
    ثانیا الهى آمین.
    ثالثا به یک ساعت حرف رو در رو باهات نیازمندم. تلفنى نمیشه.
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    مطالبی نوشته ای که آدم نمیداند چه بگوید!
    پاسخ:
    سلام
    خودم هم نمى دانم چه بگویم. چه برسد به تو حسین!
    می خواهم فقط بگویم که زرافه جان دوستت دارم...
    پاسخ:
    مى خواهم فقط بگویم که مسلم جان جیگرتو...
  • سجاد مؤذنی
  • حسن روحانی در گفتگوی ویژه خبری قبل از انتخابات:

    «این حرف دروغ است. این‌ها مال بی سوادهاست. شاید (کسی که) در گوشی به شما می‌گوید بی سواد است … ما متوقف کردیم؟! ما کامل کردیم … این همان بد اخلاقی هاست که می گویم. این صدا و سیمای شما آنقدر این بد اخلاقی ها را گفته است، شما هم باور کرده‌اید».
    ولی امروز حقایق مشخص و واضح‌تر از گذشته نمایان شده است!

    شاید حالا بهتر بشود معنی آن پاسخ را فهمید:
    آنچه مرقوم داشته اید…

    و آنچه تعهد داده‌اید را، این روزها داریم می‌بینیم.

    ایکاش می‌شد،
    30 دی را از تقویم‌ها حذف کرد…
  • محمدصادق برجیان
  • جایی شنیدم: یکبار آقامجتبی را 7 دقیقه ای معطل کرده بودند، حاج آقا مجتبی بابت 7 دقیقه چنان ناراحت شده بودند که انگار 7 ساعت معطلشان کرده اند! ما که خیلی قشنگ وقتمان را هدر می دهیم!

     

    امام علی می فرمایند: پندار ما این است که تا نمرده ایم، توبه کنیم اما توبه نمی کنیم و می میریم! انشاءالله برای آن روز ها آماده شویم.

     

    شب جمعه است،

    اسیران خاک را دعا کنیم...

    مسکّن یعنی چی؟
    دعا کن پدربزرگت برای ازدواجت دعا کنه؛ مطمئن باش خیلی تاثیرداره.
    چرا فقط 20 دقیقه؟؟؟ چیکار میکنی پس؟!! به جای اینکه از خودت ناامید بشی، از خودت بپرس چرا از حرف تا عملت این همه فاصله است.
    من نمیفهمم چرا سرگردانی دوست من؛ مگه کنکور نداری؟ مگه نمیخوای استاد بشی؟که رهبرت بهت افتخار کنه؟که همسرت (که دوست داری باهاش ازدواج کنی) بهت افتخار کنه؟ خب چه انگیزه ای از این بالاتر؟؟ تلاشتو بکن؛ ارزششو داره پسر :-)
    راستی یک سوال: این آقا یعنی کدوم امام منظورته؟
    پاسخ:
    مسکن یعنی اون چیزی که درد رو خوب میکنه در ظاهر.
    سرگردان؟ ما هرچی میکشیم از نفس اماره ست. خدا لعنتش کنه!
    امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
    خیلی وبلاگت جالب بود :-)
    اصلا به خاطر اسمش اینجا رو پیدا کردم! ببین چی سرچ کردم، چی شد!!
    عکسش هم باحاله :-))))

    قشنگ مینویسی؛ معلومه آدم صادقی هستی؛ خدا آدمهای صاف و صادق رو خیلی دوست داره و حسابی کمکشون میکنه؛ مطمئن باش

    راستی عشقت هم مثل تو قشنگ مینویسه؟ اون کجا مینویسه؟
    منم از شهاب حسینی خوشم میاد؛ خوب بازی میکنه
    ابراهیم هادی رو ولی نمیشناسم؛ بازیگره اونم؟

    راستی دختران باحجاب درست و حسابی یعنی چی؟ مگه دختر باحجاب غیردرست و حسابی هم داریم؟!!! :-)

    ببخش که این همه نظر گذاشتم امشب
    امیدوارم خیلی زود این جا پست های شادشاد بذاری :-)

    خداحافظ
    یا حق

    پاسخ:
    ممنون
    چی سرچ کردین که اینجا رو پیدا کردین؟
    ابراهیم هادی یکی از شهیدان هست. برای آشنایی باهاش کتاب «سلام بر ابراهیم» رو بخونید.
    دختران با حجاب درست و حسابی یعنی اونایی که چادر و حجابشون صرفا دکوری نیست و با عقل و منطقه.
    ممنون از لطف زیادی که در حق حقبر داشتید.

  • مسلم در پاسخ به سجاد موذنی
  • 1-از امام جامعه جلو نزنید. در حالی که هنوز امام امت هیچ جبهه ای در این مورد اتخاذ نکرده اند ،این همه فضاسازی و حمله یک جانبه صحیح نیست(البته منظورم تنها شما نیستید،روی صحبتم با جبهه ایست که این روزها بی مهابا در پی انتقام گیری بعد از انتخابات است)

    ۲-نرمش قهرمانانه یعنی نگاه به تاریخ صدر اسلام در مورد صلح حدیبیه، ۲ سال قبل از فتح مکه قرارداد صلحی بین مشرکان و پیامبر به امضا می رسد که امتیازات زیادی به مشرکان داده میشود برای فراهم شدن امکان حج رفتن مسلمانان از جمله اینکه مشرکانی که سمت پیامبر می آمدند را باید پس می دادند اما مسلملنانی که سمت مشرکان می رفتند را می توانستند پس ندهند. و در ان زمان عمر مدام به پیامبر ایراد می گرفت که این توافق جز پذیرش خفت و خواری نیست .
    اما امروزه مورخان از آن به بزرگتریت فتح مسلمانان یاد می کنند.
    چون در این ۲ سال جمعیت انبوه و شگفت آوری از مشرکان و سایر آیین ها مسلمان شدند و زمینه برای فتح مکه ایجاد شد.

    ۳-انصاف را زیر پا نگذارید، اگر جناح موافق شما به این توافق می رسید باز هم همین موضع را داشتید.

    4- یادمان باشد این توافق ۶ ماهه است و در این ۶ ماه ما فقط ذخیره ۲۰ درصدی که کارایی چندانی برای ما نداشت به سوخت نیروگام تبدیل می کنیم و تازه ظرف یک سال می توانیم همین مقدار را دوباره تولید کنیم.

    5-اگر در این مدت ۶ ماه دارایی های بلوکه شده ما چرخ تولید را راه بیندازد واقعا ارزشش را دارد .

    6-گاهی عوام از خواص (پیاده نظام از سواره نظام) عقب می افتد. پس باید برای همراه کردن پیاده نظام سرعت را کاهش داد یا چند صباحی توقف کرد. ذهنیت مردم را باید با نظام همراه کرد.
    مردم استقامت می کنند ولی اول باید مطمئن شوند که راه دیگری وجود ندارد.
    و این توافق بزرگترین دستاوردش همین همراهی مردم است (حتی اگر هیچ سود دیگری نداشته باشد)

    7-همه از بصیرت دم می زنیم اما نمی دانیم بصیرت چیست؟

    هرگز قصد دفاع از دولت را ندارم،فقط احساس کردم گاهی یک تلنگر لازم است و اینکه انماالاعمال بالنیات

    یا علی



  • حسین بوذرجمهری
  • سلام برادر
    فکر کنم به درد کنکورت بخوره:
    http://bande.blog.ir/page/m
    پاسخ:
    دمت گرم اخوی خیلی باحال و خوب طراحی کردی. احسنت.
    من بارها به خودم گفته م برم از این برنامه های طراحی یاد بگیرم. اما نرفته م!
    اگه سرم خلوت شد دوس دارم شروع کنم به این کار.
    اما خوشبختانه من چون میخوام اقتصاد بهداشت بخونم، اون کتاب رضاییان جزو منابعمون نیست! 
    B)
  • حلقه تربیتی شهید اسماعیل زاده تسوجی
  • با سلام دوست عزیز
    لطفا نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را در مورد سه فعالیت اخر حلقه را برایمان ارسال کنید.
    نظرات سازنده شما باعث دلگرمی ماست
    با تشکر
    می بینی چ سخته؟
    ریختم به هم.
    میگم که. من برات دعا می کنم معمولا.
    یاعلی.
    راستی پیش مام بیا.
    پاسخ:
    ممنون که دعا میکنین. 
    من اکثرا میام اونجا. 
    چشم.
    یاعلی
  • معین (پسر مجرد سابق)
  • + تعطیل می شویم!
    پاسخ:
    خداحافظ!
  • در جواب مسلم:

  • به نظرم شاید ما نمی تونیم تشخیص بدیم که همچین توافقی مثل صلح حدیبیه هس یا نه ولی مهم اینه که اون زمان پیامبر(ص) خواستار این صلح بودن و این کارو درست می دونستن. الانم درسته که حرف صریحی از آقا در مورد خود توافق زده نشده ولی بیانات آقا قبل انتخابات، موضعشونو کاملا صریح نشون می ده و مشخصه که نظرشون تو این زمینه کاملا عکس کاریه که الان انجام شده. البته برداشتا از بیانات آقا فرق داره و ممکنه یه عده این برداشتو نداشته باشن!!
    در مورد بند ششم فک میکنم چون ولایت پذیری ما مردم هنوز به اون حدی نرسیده که اعتماد کامل به ولی مون داشته باشیم و فکر می کنیم خودمون می تونیم صلاح خودمونو تو بعضی امور تشخیص بدیم، این سیاستی که دولت دنبال می کنه رو انتخاب کردیم. در واقع اگه مثلا با کار فرهنگی یا هر چیز دیگه ای، سطح ولایت پذیریمون بالا می رفت، لازم نبود این راه طی بشه تا آخرش ما متوجه شیم که غلطه و به جاش یه امتحان پیچیده تر ازمون گرفته می شد.
    قسمتی از سخنان آقا در دیدار دانش آموزان و دانشجویان در تاریخ 12/8/1392 بود:ا
    این مذاکره‌اى که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور - که آمریکا هم جزو این شش کشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌اى است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانى گفتم [که‌] مذاکره در موضوعات خاص اشکالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نمیکنیم.
    یک تجربه‌اى در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ى تعلیق غنى‌سازى انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنى‌سازى را در مذاکرات با همین اروپایى‌ها، جمهورى اسلامى براى یک مدّتى پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنى‌سازى، امید همکارى از طرف شرکاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیارى را - که البتّه به‌نحوى تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانى بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینى میکردید، همه‌ى مشکلات حل میشد، پرونده‌ى هسته‌اى ایران عادى میشد. آن تعلیق غنى‌سازى این فایده را براى ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینى، با تعلیق غنى‌سازى، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیارى از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگرى است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنى‌سازى را آغاز کردن. امروز وضعیّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [ در حالى که‌] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه‌ى دیپلماسى فعّالیّت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبلیغاتچى‌هاى مواجب‌بگیر دشمن و بعضى از تبلیغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افکار عمومى را گمراه کنند. 

    گمون نمی کنم این توافق نامه شبیه صلح حدیبیه باشه. چون نظر امام جامعه در مورد توافق نامه اینجا 180 درجه مخالفه با نظر امام جامعه در مورد صلح حدیبیه در اون زمان!
    با مطالب فتبارک الله احسب الخالقین ...به بروزم
    منتظر نقدم
    یا حق
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Zekr: Download Qur'an Study Software for Windows, Mac, and Linux